دخترک از من پرسید :
پنج وارونه چه معنا دارد.
من به او خندیدم .
کمی آزرده و حیرت زده گفت : روی دیوار و درختان دیدم.
باز هم خندیدم .
گفت دیروز خودم دیدم مهران پسر همسایه پنج وارونه به مینو می داد .
آن قدر خنده برم داشت که طفلک ترسید.
بغلش کردم و گفتم بعد ها وقتی بارش بی وقفه ی اشک سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنا دارد .
+
نوشته شده در جمعه 19 بهمن1386ساعت 11:3  توسط سعیده
|
بعضي از آدمها جلد زرکوب دارند بعضي جلد ضخيم و بعضي جلد نازک.
بعضي از آدمها با کاغذ کاهي چاپ ميشوند و بعضي با کاغذ خارجي.
بعضي از آدمها ترجمه شدهاند و بعضي از آدمها تجديد چاپ ميشوند و بعضي فتوکپي آدمهاي ديگرند.
بعضي از آدمها با حروف سياه چاپ ميشوند و بعضي از آدمها صفحات رنگي دارند.
بعضي از آدمها تيتر دارند و روي پيشاني بعضي از آدمها نوشته اند :
"حق هرگونه استفاده محفوظ و ممنوع است"
بعضي از آدمها قيمت روي جلد دارند، بعضي از آدمها با چند درصد تخفيف بفروش مي رسند.
بعضي از آدمها را بايد جلد گرفت، بعضي از آدمها را مي شود توي جيب گذاشت.
بعضي از آدمها نمايشنامهاند و در چند پرده نوشته ميشوند، بعضي از آدمها فقط جدول و سرگرمي هستند و بعضي معلومات عمومي.
بعضي از آدمها خطخوردگي دارند و بعضي غلط چاپي دارند.
از روي بعضي از آدمها بايد مشق نوشت و از روي بعضي از آدمها بايد جريمه نوشت.
بعضي از آدمها را بايد چند بار بخوانيم تا بفهميم و بعضي از آدمها را بايد نخوانده دور انداخت...
+
نوشته شده در چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 19:37  توسط سعیده
|